تبليغاتX
دراین اتاق ساکت دلگیر - پدیده ای از جنس پرت شدن

دراین اتاق ساکت دلگیر

حرف های ساده

حرفی کشیده شد

تا یک اتاق کوچک

انعکاسی ساده که حتما" حواستان

جمع چهار چوبی می شود که یک نفر ....

از آنجا شروع می کنم  که کسی

از چهار چوب یک فزای خیس

پرت می شود و می میرد

و از این لحظه ( من )  شکل می گیرد

....      ....    

سقوت از دستهایم وارد می شود

به تمام من میرسد

موجودی خلق می شود که قرار است   شما ...

تنها ،  حرفهایش را ببینید .

چه باد ها از من گذر  می کند

تا به بارانی که تابیده ، -  رسم شوم

چه بادها که خودت را اشتباه بگیری

با موجودی که تازه نوچ کرده و دارد  -

خودش را به رشد می دارد .

از همین فضای ساده   موجودی

با تمام انتهایش شکل می گیرد   که شما ...

کسی گوش می کند؟

هنوز صدای سقوط می آمد   که من حرف می زدم.

انعکاسی ساده ،     ـ     پدیده ای از جنس پرت شدن

فضایی پر از حرف ...  دارم از حوش می روم .

و فکر می کنم  ـ تا چند دقیقه دیگر  ـ      سکوت خواهد شد...

و شما حتی     موجودی را

با هیچ کدام از حواس پنج گانه تان ـ  نمی بینید

و این جمله ها که با مشقت شکل کرفته.

دارم از چشمتان   دمر می شوم

دارم از هوش ... می ... ر .. و... م                  ۲۸/۲/۸۳

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 18:32  توسط مهدی خرمی  |