دوستت دارم
من به دنیا آمدم تا غم انگیز ترین لحظه خلق شود
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم.....
چقدر دلم می خواهد که گیس دختر سید جواد را بکشم
چرا من این همه کوچکم که در خیابان ها گم می شوم ؟؟؟؟؟....
و چرا پدر که این همه کوچک نیست و در خیابان ها هم گم نمی شود
کاری نمی کند که آن کسی که به خواب من آمده
روز آمدنش را جلو بیاندازد؟....
و کور شوم اکر اگر دروغ بگویم من خواب آن ستاره قرمز را
وقتی که خواب نبودم دیده ام
