خيلي کارهات مث گوله توي قلب من نشسته من صدام در نمي يومد فکر کنم دلم شکسته
چه شبايي واسه تو، لب درياها نشستم کلي فرياد زدم اما دست تو لبام و بسته
يادم شبا تو ذهنم گريه هات آروم مي پيچيد بالشم خيس مي شد اما هيچکسي تو رو نمي ديد
تو فقط منو مي خواستي، توي بيداري توي خواب
چشات اما مال من بود، اون چشاي گرم و بي تاب
با دلم قرار گذاشتي، هميشه واست مي خندم تو ضريح خوب چشمات، دو تادستامومي بندم
منو مي بري تا خورشيد مث دريا مي شم اما ... خنده هات همش حروم شد، آخه من دارم مي گندم
با خودم خيال مي کردم تو يه همدمي، يه مجنون تويه دنيا حرف خوبي، توي قلب تو شدم جون
من فقط برات عزيزم، من فقط نگات و مي خوام
براي زندگي کردن، تو خنده هات ومي خوام
اينا حرفهاي دلم بود که يه روز واست نوشتم نامه هاي عاشقونه، قلبم و واست نوشتم
اما تو خونه نبودي نامه هام به ناکجا رفت هيچکسي اما نپرسيد، آخه اين حرفا کجا رفت؟...
موهات وقتي که ديدم، تو حال خودم نبودم خيلي خوشگل شدي اما من همون زشت وحسودم
واسه قهر کردن و رفتن، ناي پرزدن ندارم
تو دليل بودنم باش با تو من فصل بهارم
بيا با نبودن تو يه کمي آشفته حالم يه کمي اما دروغه، مي شکنه هر دو تا بالم
رفتي و تنها گذاشتي ،من عاشقو، من خر چشامو شايد نديدي،اون چشاي خسته تر
فکر کنم شايد يکي هس کنار دستهاي گرمت پيش بوسه هاي صادق پيش گونه هاي نرمت
که تو خيلي خيلي ساده، منو با خودم گذاشتي
منو از خودم گرفتي، تو منو تنها گذاشتي !
به خدا گناه جونم اگه عشقمو نگيري ديگه از خدا چي مي خوام ؟ اگه دستامو بگيري؟ ...
(( مي دوني ! زندگي سخته )) - تو اينو برام نوشتي همه زندگيمو باختم، تو برام هيچي نزاشتي
نه يه اسمي که صدام کني يه حرفي ! يه نشوني ! من فقط آرزو داشتم که تو پيش من بموني
ديگه هر چي بود تموم شد حالا من شدم غريبه
همون آواره ساده که هميشه بي نصيبه
ديگه هر چي بود تموم شد من يه ويرونه نشينم يه اسير تو ظلمت شب يه اسير آره همينم
کلي حرف برات نوشتم که بدوني تو رو مي خوام من بدون تو ميرم اگه بدترين دنيام
تو نگات يه جور ديگه س ! رفتارت با من عجيبه با نگات نوازشم کن شونه هاي تو نجيبه
تو در آغوشم گرفتي اين تموم زندگيم بود
بوسه هات يه همدم تو شباي بي کسي بود
خلاصه واست نوشتم که بگم دوستت ندارم من تو رو خيلي مي خواستم حالا سرد و بيقرارم
اينا رو غرور نوشته که شايد دلت بسوزه همشون دروغ جونم بي تو من تو برام
يه دنيا عشقي، اينو حالا مي نويسم چون غرورم ديگه مرده حالا عشقو مي نويسم
بيا که آغوش گرمت منو تا مرز جنون برد
نبودش شايد گناه، قلب سردم بي تو پژمرد .
کلي بيداري کشيدم تا اينارو بنويسم اما تو ساده گذر کن چون ديگه نمي نويسم
اينا حرفهاي دلم بود که تو، تو نگام نوشتي اگه چشمات مال من بود منو تنها نمي ذاشتي // .